روزمرگی های یک خاک بر سر

انباری | نوامبر 14, 2009

من اصولا از انباری خوشم نمیاد. البته خود انباری رو دوست دارم. چون هر چی دم دستت میاد رو بدون دردسر میندازی تو انباری. ولی منظور من این بود که از اینکه برم توی انباری و بخوام بین اون همه آت و آشغال دنبال چیزی بگردم بدم میاد. خیلی دوست دارم بدونم برای اولین بار چه کسی انباری رو اختراع کرد. چون باید برم سر قبرش و عملیات خاصی رو سر قبرش پیاده کنم. الان من مجبورم که  برم دنبال دستگاه کارت اعتباری بگردم که آقای شوشو 10 ماه پیش آورده بود توی خونه.   خدایا نجات بخشی…کوفتی زهر ماری  چیزی… مرحمت بفرما.


۱ دیدگاه »

  1. marhamat nemoodim :D peida shod hala?

    دیدگاه توسط romina — نوامبر 14, 2009 @ 8:13 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

درباره‌ی نویسنده

خاک بر سر بودن یا نبودن. مسئله این است یا نیست؟ راستی یه سوال. اگه یکی بهت بگه خاک تو سر خاک بر سرت کنن... ناراحت می شی؟ یه سوال دیگه... کی گفته که هر کی خوشبخته... نمی تونه خاک بر سر باشه؟ خب... حالا چرا این جوری بر بر منو نیگا می کنی؟ پاشو لب و لوچه ات رو جمع کن. به این فکر هم نباش که به من بگی خاک بر سر اسم خوبی نیس. پاشو بینیم بابا هزار تا کار داریم.

جست‌وجو

ناوبری

دسته‌ها:

پیوندها:

بایگانی:

خوراک‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.